http://www.youtube.com/watch?v=0DPV271SB3A
چه حال و احوال دارید گرامی وباسپاس از رشادت هایتان
درود های خویش را خدمت هم میهنان و همزبانان گرامی هم وهم گردانندگان
تلویزیون پیام افغان هم
تقدیم می دارم و بهروزی همه را خواهانم .
درود جداگانه به جناب یوسفزی و همایون جان کوهگدای و بقیه دوستان برنامه
هم تقدیم می دارم
یک مثل است که از دور میگوید لنگش کن.
امین فلاحی چنین می گوید :
نخواهد آتش از همسایه هر کس جوهری دارد
چنار از سینة خود می کند ایجاد آتش را
چند دوبیتی را که به تاریخ 28.5.09 سروده ام برای شما به خوانش می گیرم :
ازهرنگاة حسرت و تدبیرم
آوازة همای سخا جویم
من آن طبع امید دگر بار ام
در عاقبت، سرابی اگر پویم
شعر مرا غنای درایت ها
آگنده هر نگا ة تو الامی
این دست سفر، چوبادبه گلزاری
انجام آن که گه به سرانجامی
از بوسة لبان نگار مستم
اینست پیام و ساز دلم اکنون
با بوسه برگزار طرب کردم
بنشسته ام به پیش گلم اکنون
من صحبت امید دلان هستم
اینست که از بهار و خزان خوانم
دل نیست سراب جادة تنهایی
پنداشتم هنوز چنان دانم
در تاب و تبم ترنم رویانیست
رویایی حقیقتی همین یکدم باد
در بیدل تو شکایت دنیا نیست
خوش آن دلی که بری همی از غم باد
بر خاطر آزاده غباری نیست
هر چندو که بیهوده نظر دارم
از درد شکایتی و رنج زیاد
از بزم نگار و یار خبر دارم
با این یک رباعی بزم خوشی برای شما میخواهم
حساب و کتاب
درکنج خرابت حساب می خواهم با این همه بحث که از کتاب میخواهم
من می نویسم تمرد جمع حزین چون پاسخ ازین رنج و عذاب می خواهم
شب و روز بر همگان خوش و با شما گرامی پدرود