درودبر نادر کمیاب دوباره چو دشمن در سماجت بی قراره
چو ابر نو بهار زیباست کرزی به خشکی ها میهن اشک بباره
چه حال و احوال دارید گرامی :
درودها صمیمانة خویش را خدمت هم زبانان هم میهنان فرهیختگان مشاعر ه و مصاحبه و همه گردانندگان تلویزیون جهانی پیام افغان هم تقدیم می دارم.
و هم سپاس فراوان از زحمات خودت از برنامه قبلی که برای جناب غوث زلمی تخصیص داده بودید.
ممکن دیر یا زود رها شوند . ولی در زندان های ایران زندانیان را زنده زنده پوست می کنند.و زندانی او مسئله سیاسی است .
و این بیت برای کاندیدای که دو دل هستند :
چون نمیدانید بوکس از چه به رینگ بالاشدید
سنگ سنگین را ببوسید پس سر جایش نهید
و بیشتر آنها دنباله رو حبیب اله بچه سقا هستند جای اینکه . به سوالات جواب بدهند میگویند که من خادم دین رسول الله هستم :
برق ها روشن جشن شروع ، هر کار می کنید بکنین فقط مره دو نزنین
پیام سنایی غزنوی برای این چهل کاندید اینست
ای بدیدار فتنه چون طاووس وی به گفتار غره چون کفتار
عالمت عافل است و تو غافل خفته را خفته کی کند بیدار
بعد از مشاهدة چندین مباحثه امروز یک مثنوی سرودم به عنوان :
30/07/09 سه ساعت قبل
کاندید های نو سانی
روزگار انتخاب است روز نو چهل رئیس جمهور به میدان است به دو
بهر کاندیدا رئیس جمهور شوند در جهان یک یک همه مشهور شوند
هرکدام در فن گفتن تندرو است دورنقطه چرخ چرخان بیخواست
صبح به یک تلویزون و شام بر دگر وای دموکرا سی بجویند دربدر
ملتی را یافته اند ناخن فگار سوی دیگر بوی دالر آشکار
حوزة غرب دیگرش دعوت شده اخوی به مایکچی اخووت شده
ین رئیس جمهوران با کبار با رسانه ها ی جمعیست بایپار
من بگیرم اقتدار آن می کنم ؟ خر خویشتن خوب پالان می کنم
شرم این نیست که ز واژه کم کنم من همانم تا وطن گلشن کنم
بهر خلق جمله سیاست است دروغ من به راستکاری خواهم کرد قروغ
جهل و ظلمت تا ز ریشه برکنیم در نیاز قبرهمه یکسر کنیم
چون که مردم شد گدا در شهر ما این همه شرم است برای دهرما
بس کلان گویند زگاو و فیل ها فیل لافوک ها دوچندان قیل ها
مردم ما را چو مظلوم ساخته اند پشت پرده با خسان پرداخته اند
خود ندانند معنی تفکیک چیست ؟ خوردنی پوشیدنی نوشیدنیست
چنه ها هم بهر فرهنگ نو است پشت نودلهای همگی او است
گشته گرم بازار رئیس جموری را از دموکراسی زشت و حوری را
آن که داشت در طفلی ایجاز نبوغ بر حکومت چشم بسته همچو قوغ
با نبوغ در ماست مالی طالبان بهر ایران خواست اوست شیخ وفلان
از فصاحت گربگویم چیزی نیست بهر رنگ کردن بجزرنگریزی نیست
شش سال اندر امارات وقیح ملک در تاراج تازی اجنبی
کار هر خر نیست خرمن کوفتن گاو نر می بایدو مرد کهن
واژه ها در پرسش ها پالیدنیست یا جویدن در دهان مالیدنیست
چون بفرماید که ژورنالیست منم پاک و بی پردست حدیث گفتنم
از الف لیلا بگفت لیلای او یا سیدا در شفا ست بینای او
اینچنین است نعره های دشمنان کاروانزن های دزدگشته عیان
گر بدانیم فرق این شش سال دی با شقاووت های طالب در ددی
شیخ و ملا با ریموت در کنترول بار دیگر تازنند هر دسته گول
القصه این مشتی از خروار بود چونکه خائن با رقیبان یار بود
باز هم اهل خرددانند که چیست کشور ما در مسیر با همیست
خوش که کرزی با درایت کرد ظهمور کرده پیشرفت مملکت هم با غرور
هر زبان و قوم کنون آزاده اند هر یکی بهر دگر دلداده اند
گر شود کرزی نهد گام دیگر در جهان افغانستان زیبد به فر
گرچه دشمن در کمین و حیله است با همین چهل دزد به دست فتیله است
چهرة ملی و دانا کرزی است چون که کرزی را خردمندان ری است
اینچنین گفت سعدی والا مقام با همین یک بیت صحبت را تمام
دشمن دانا که غم جان بود بهتر از آن دوست که نادان بود
و مسعود سعد سلمان هم درین مورد میسراید :
دشمن دانا بلندت می کند بر زمینت می زند نادان دوست
و با این بیت نظامی گنجوی بزم را بکه کام یاران میخواهم.
دوستی ابله بدتر از دشمنیست او به هر حیله که دانی راندنیست
رو زو روز گار بر همگان خوش و در زندگی همه شادکام باد
پدرود